نوشته های بی خواننده

معافیت از سربازی در عهد باستان

۲۰ دیدگاه

قرار است گشتاسپ، شاه ایران با ارجاسب شاه خیونان درگیر جنگ شود.

انگیزه جنگ مذهبی است. یعنی گشتاسپ زرتشتی شده است و ارجاسب خوشش نیامده و می‌گوید یا از دین زرتشت برگرد و در عوض از ما خراج بگیر، یا سر دین زرتشت بمان تا بیاییم و دمار از روزگارت درآوریم. گشتاسپ هم راه دوم را انتخاب می‌کند و شروع می‌کند به سربازگیری.

آن وقت‌ها از ارتش منظم و حرفه‌ای خبری نبوده و شاه برای هر جنگ سربازگیری می‌کرده و سربازها بعد از جنگ می‌رفته‌اند سر خانه و زندگی‌شان تا جنگ بعدی. گشتاسب برای سربازگیری به برادرش فرمان می‌دهد که :« بر بالای قله‌ها و کوه‌های بلند آتش روشن کن. کشور را آگاه کن و پیک‌ها را آگاه کن که بجز موبدان که آب و آتش بهرام را ستایش می‌کنند و حفظ می‌کنند، از ده ساله تا هشتاد ساله هیچ مردی در خانه‌ی خود نماند …»

خلاصه که انگار معافیت طلاب و روحانیون از خدمت زیر پرچم، سابقه‌ی باستانی دارد!

شرح جنگ گشتاسپ و ارجاسب در متنی پهلوی به نام «یادگار زریران» آمده است. «زریر» نام برادر گشتاسپ است که در همین جنگ کشته می‌شود. گشتاسپ یکی از شخصیت‌های شاهنامه هم هست: شاه حامی زرتشت و پدر اسفندیار رویین‌تن. توی همین جنگ هم آخر سر اسفندیار کار را یکسره می‌کند.

نوشته‌های «احتمالا» مرتبط:


نوشته علی گنجه ای

۱۰ خرداد ماه ۱۳۸۸ ساعت ۶:۵۴ ب.ظ

۲۰ دیدگاه درباره «معافیت از سربازی در عهد باستان»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. ماجد

    ۱۱ خرداد ۸۸ ساعت ۲:۴۹ ق.ظ

    شباهت دوران باستان و نو بسی از این فراتر است !!
    یکم آنکه فرد نخست کشور همیشه چهر از ایزدان دارد ! (نقل از تاق بستان)
    دوم آنکه بزرگ یا بزرگان کشور از دیرباز اصیل و نجیب زاده و از خاندان شاهان و پیامبران بوده اند (داریوش در بیستون)
    سم آنکه ایزدان مملکت را با خدم و حشم و آدم و اشیا به فرد مذکور بخشیده اند !(بیستون)

    چهارم آنکه ناراضیان همه دروغگواند (گئومات و دیگران)
    پنجم آنکه در جنگ ها اورمزد یاری رسان شان است (بیستون) (امدادغیبی! )
    ششم آنکه متاسفم فکر می کنم کتیبه بیستون تازه نقر شده است !!

    • فاطمه

      ۱۱ خرداد ۸۸ ساعت ۱۲:۱۹ ب.ظ

      این قسمت آخر رو متاسفم اشتباه میکنی.

    • دختر مهربون

      ۱۲ خرداد ۸۸ ساعت ۸:۴۷ ق.ظ

      آقا برای بند آخر نظریه شش قسمتی تون مستندات دارید رو کنید اگه نه خواهش می کنم اطلاعات غلط در اختیار خوانندگان نذارید ;)

    • iran

      ۱۴ خرداد ۸۸ ساعت ۴:۵۱ ب.ظ

      چهارم آنکه ناراضیان همه دروغگوان. بعد از ششم کنونی (فعلا دعواست. هرچند گویا طنز و گوشه است نه ”اطلاعات…”) شباهت هفتم این است که ”خودیها” هم اگر پای ”مصلحت نظام” باشد از همان قماشند. لااقل درحدی که می توان از مناظره ”موسوی-احمدی نژاد” فهمید.

  2. دختر مهربون

    ۱۱ خرداد ۸۸ ساعت ۸:۴۰ ق.ظ

    چقدر جالب بود . موبدانی برای معافیت ابدی ;)

  3. داود

    ۱۱ خرداد ۸۸ ساعت ۹:۳۶ ق.ظ

    چه جالب!

  4. صادق رزمی

    ۱۲ خرداد ۸۸ ساعت ۱۲:۱۸ ق.ظ

    سلام علی
    خوبی؟
    عجججججججججججب
    این آخوندااز قدیم معاف بودن پس
    راستی علی منم کارگزینی هستم
    من ناحیه مقاومت بسیج دانش آموزی و فرهنگیان سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ هستم
    هر روز به وبت سر میزنم ولی شرمنده که فرصت پیش نمیومد برات نظر بنویسم واقعا به مطالبت معتاد شدم
    الان فرصتی شد که برات یک نظر بدم
    امیدوارم قلمت همیشه تاثیرگذار باشه

  5. مهران

    ۱۳ خرداد ۸۸ ساعت ۶:۲۴ ب.ظ

    حاج صادق بسیجی ، می فرماید آخوندا ؟!

    • صادق رزمی

      ۱۵ خرداد ۸۸ ساعت ۳:۴۸ ب.ظ

      حاجی جون من بسیجی نیستم
      من و علی هم دوره بودیم ۲ ماه آموزشی
      من در حال خدمت سربازی هستم و بسیجی هم نیستم
      البته با عرض پوزش که بسیجی نیستم

  6. آنا

    ۱۴ خرداد ۸۸ ساعت ۱۲:۴۹ ب.ظ

    چطوری آقای داده ها ؟
    از قلمت خوشمان می آید علی !
    همه چیز را با هم مخلوط می کنی
    و بلاخره به نتیجه ای که می خواهی می رسی !
    این از ویژگی های نسل ماست
    یک کلک دل پذیر است !

  7. iran

    ۱۴ خرداد ۸۸ ساعت ۵:۰۸ ب.ظ

    سلام. نظر ”آنا” را خیلی پسندیدم. می خواهم اضافه کنم که نباید ساده نگاه کرد. موبدان یادشده برای به سربازی کشانیدن ۱۰ساله ها تا ۸۰ساله ها نقش حساسی داشتند که بایستی بخاطر همان جنگ بگو ”مذهبی” در شهرها فعال بمانند. همین در عصر صفوی و به خصوص قاجاری برقرار بود به خصوص در خلال جنگهای ایران و روس, منتهی به ترکمانچای, که کل سرزمینهای شمال اترک و شمال ارس تسلیم روسها شد شامل موطن اجدادی علی گنجه ای, یعنی شهر مشهور ”گنجه”. برخلاف عهد رضاخان که معافیت خاص ”مجتهدان” بود که اگر واقعی بودند به درد سربازخانه نمی خوردند و نه عموم روحانیت. البته چنین شد که صدور ”اجازه اجتهاد” خیلی عمومی شد و این نوع گواهیها از این دوره تاریخی به بعد دیگر چندان مبین ارزش واقعی نیست. بعد از سقوط رضاخان هم دربار ضعیف به کسب رضایت روحانیت نیازمند بود و این تنها باجی نبود که به این صنف داد. می ماند, بعد از انقلاب که حضور روحانیون در ارتش بسیار جدی تر از ”نظام اجباری” است و شاید هم یک سادگی سیاسی, چرا که سربازی داوطلبانه در بسیج بسیار رواج دارد و آب و نانش هم بد نیست. می ماند کسانی که واقعا در حال درس خواندن هستند که مانند دانشجویان دیگر باید بتوانند درس بخوانند.

  8. ماجد

    ۱۵ خرداد ۸۸ ساعت ۱۲:۵۲ ب.ظ

    با سلام
    در مورد شباهت ششم کامنت قبلی بنده بعضی دوستان طنز نکته ی بنده را درنیافته اند منظور بنده این بود شباهت اعمال سیاسی و اجتماعی در دوران باستان و نو به حدی است که آدم فکر می کند کتیبه بیستون مطلب جدیدی است .

    • علی گنجه ای

      ۱۶ خرداد ۸۸ ساعت ۹:۰۹ ق.ظ

      هاها! ماجد جان تقصیری ندارند! من هم متوجه طنز نکته ات نشدم و فکر کردم جدی میگویی! ;)

      • دختر مهربون

        ۱۶ خرداد ۸۸ ساعت ۸:۴۲ ب.ظ

        اتفاقا” طنزش رو متوجه شدیم ولی خواستیم کوبنده برخورد کنیم علی آقا گنجه ای ;)

        • ماجد

          ۱۸ خرداد ۸۸ ساعت ۱۲:۴۶ ق.ظ

          اگر طنز را متوجه شدی دیگر چرا کوبنده برخورد می کنی ؟ ناسلامتی تو دختری و مهربون !!

  9. دختر مهربون

    ۱۸ خرداد ۸۸ ساعت ۱۰:۵۵ ق.ظ

    آقا ماجد : بنده کوبنده به اون منظور که شما برداشت کردید ننوشتم . در ضمن در بحث کردن دختر بودنو مهربان بودن مهم نیست انسان بودن مهمه – ناسلامتی کلمه خوبی نیست انصافا” – البته من ناراحت نشدم ها;)

  10. meysam

    ۸ تیر ۸۸ ساعت ۲:۵۵ ب.ظ

    good

  11. سوشیانس ایرانی

    ۱۶ آبان ۸۸ ساعت ۷:۳۵ ق.ظ

    درود بر دوست آشنای ِ ناشناس !!!
    ” ناشناس “، چون نمی شناسمت خب!!!
    و
    آشنا برای اینکه دو سه سالی هست که می شناسمت به مجاز. از وبلاگ پیشینت همان خودآموز خط میخی
    من “زاده ی “پارسوماش” هستم و نویسه ی(فونت) پارسوماش را هم از وبگاه خودآموز خط می خی ات گرفته بودم و …. بگذریم. چندی پیش نوشته ات را درباره الاستاذ السید ناصر البوربیرار (با “با”ی عربی !)خواندم. دست مریزاد این کاخ استوار وبگاه هایت را … می خواستم چیزی درباره همان الاستاذ نامبرده بگویم. چندی در وبلاگش (ناریا۵ – NSRIA5.BLOGFA.COM دوستانه و به آیین ادب ِ و فرهنگ انسانی/ایرانی با او به پرسش و پاسخ پرداخته بودم (با برنام ” سبزجامه”؛ می توانی ببینی) و کوشیدم از در دوستی به درون وبگاهش شوم و اندک اندک بپرسم از چرایی ِ برخی دوگانه گویی ها و پنداره های گزافش و سخنان لافش. و کوشیدم خود را نا آگاه از شیوه و شگرد درروغ پردازی و تاریخ سازی بنمایانم . البته همان آغاز کار گفتمش که من با شما همرای نیستم گرچه ” بنیان برخی انگاره هایت را می پذیرم. بنیان سخنانش همان بازنگری و بازاندیشی در کارنامه و پیشینه ی تاریخی ایران و پیرامون آن است نه آن بنیان پندارین که می گوید او:رخداد”پلید پورم”!!! ولی از پاسخ به همه ی پرشهایم چشم پوشیده مررا به بنیان اندیشی به شیوه خودش فرا می خواند. که : سحن گفتن از زبان و فرهنگ و سیاست و …. در سرزمینی تهی از هرگونه باشنده نابجاست. من نشانه هایی زنده از بودن و بازماندن مردمان ” پیشاپورریمی!!! در ایران امروز برایش بازنمودم(مانند نامهای برخی مردمان و تبارهای پیش از هخامنشیان و نیز ویژنام-هایی بسیار نزدیک به نام-های خاندا-نهای ششگانه هم-پیمانی مادها که در میان خاندان ها و تیره و طایفه-های ما، بختیاریان ِ امروزه که هنوز زنده ایم، و برخی از واژه هایی که در گویش ما_ با دگرگونی اندکی از گذر هزاره ها _ بازمانده و من ریشه و پیشینه-شان را تا زمان ِ زبان اوستایی یافته یودم) ولی او هی و هماره از پوریم یهویساخته بودن زبان و گویش و و …و …و سخن گفت . تا اینکه در نوشته ای از وبلاگش (در یابگانی) چشمم به یک دروغ و فریب کاری و ….(نمیدانم نامش را چه بگذارم ) افتاد. او با آوردن یک تصویر از یک سنگ نبشته ی میخی از داریووش بزرگ در تخت جمشید که بسیار هم نامور است ((( اهور مزدا این کشور را از دشمن و دروغ و خشکسالی بپایاد)))
    و واژه ی نخستینش را با رنگ سرخ نمایانده و گفته که فلان و بهمان های جاعل و…. پیروان نادان و… آنها نمی پرسند واژه ی “امام” در این سنگ نبشته داریوشی چه می خواهد. خود بهتر می دانی که ” ئی مام” به معنی “این” است در جایگاه مفغول آشکار مادینه ( مونث) نشسته و ریخت ساده یا خُنثای آن “ئی مه” IMA است و نرینه ی آن هم ” ئی مم” می شود (درست گفتم دیگه، اگه نادرست و قاتی بود ویرایشش کن)و…. بگذریم این الاستاذ دُروند و دژمنش در پی آن به ریشخن باستان پرستان داناد (به سخن خودش) پرداخت و گفته که شاید داریوش هم امام بوده با حزب الهی و ولایتی و شیعه و …… وقتی او بی طنز و شوخی مرا بیسواد خواند من هم در پاسخش این را یرایش نوشتم و خواستم بگوید خواسته اش از این دروغ پردازی چیست؟ ولی تنها همین دو سه جمله یی که درباره ی دستور زبن بود را آورد و …. به هروی یگذریم ترسیده بود که دیگه پی روندگانش الاستاذش نخوانند و … گرچه برای اینان راستی و حقیقت همان چیزی است که دوست دارند بوده باشد که این می شود همان پندار و خیال خام شان برای هیچ انگشتن فرهنگ و ادب و پیشینه ی ایران گرامی. بگذریم از این همه روده درازی خواستم این بود که از نوشتن آن نقد و آشنایی نامه درباره ی این فلانی سپاس گزارمت چون خوب و ژرف بررسی کردی سبب این دروغ پردازی و سفسطه بازی او را. و ….یه چیز دیگه. من می خوام توی وردپرس وبلاگ درست کنم واز قالب وبلاگت بسیار خوشم اومد از سادگی اش. قالب وبلاگت در ورد پرس رو می گم که انگار همینه!!؟؟ می خواستم بدونم این از قالبهای آماده ایه که در اینترت می شه گیر اورد یا اینکه سفارش دادی برات بسازن یا اینکه خودت ( کارشناس رایانه هستی راستی) خودت ساخت و پرداختی؟؟؟ که دیگه هیچی دیگه ازآن خودته.
    به روی چشم به راه و رایانه ام پاسخت را. ببینم.
    راستی اگه زمان داری و می تونی می خواستم کمی رهنمایی کنی منو که امسال می خوام برای کارشناسی ارشد زبانهای باستانی آزمون بدم بیشتر چی ها رو بخونم گرچه زیاد خوندم و بن مایه هایی رو هم چندسال پیش دارم و هم از وبگاه دانشگاهها دریافتم ولی زبون انگلیسیم لکنت داره بدجووووری.
    (من کارشناسی ارشد زبان و ادب پارسی دارم ولی شیفته زبانشناسی و غفرهنگ و استوره و … دیرینه شناسی هستم . دوباره باید ارشد بخونم و این بار هم رایگان نیست دیگه. و چندتا پرسش دیگه هم ازت داشتم اگه افتخار بدی با هم گپ (چت) بزنیم. شناسه ی یاهووو پیامبر!!!!!! ام اینه: SUSHIYANS_IRANI@YAHOO.COM
    و گوگل گپ!!= گوگل تاک: SUSHIYANS@MAIL.COM
    من توی گوگل گپ می افزایمت = اددت می کنم البته با پروانه!!!
    ولی شناسه ی یاهوو پیام برت رو نمیدونم ؟؟؟؟؟؟؟؟
    نشونی وبنگاشت شعر و ور هام رو هم گذاشتم سری بزنی خوشنود می شم.
    پدرود باشی و کاران و کاروا و کامیاب و کامبیز و کموبوجیه و کورش و داریوش و… انوشک روان بادی!!

نظرتان را ثبت کنید