نوشته های بی خواننده

آرشیو ماه بهمن ۱۳۸۶

بندرعباس – معبد هندوها

۲ نظر

هندی‌ها، در زمان قدیم تجار معتبری بوده‌اند در منطقه‌ی خلیج فارس و زمامداران منطقه سعی می‌کرده‌اند که آمد و شد این طایفه را تسهیل کنند. مثلا نیبور در سفرنامه‌اش نقل می‌کند که کریم خان زند قصد داشته یک کاروانسرا برای هندیان در شیراز بسازد و …

به این ترتیب عجیب نیست اگر بندر عباس معبد هندوها داشته باشد.

در تقویم میراث فرهنگی، پاییز و زمستان فصل «ترمیم» است و اگر قصد بازدید از مکان‌های تاریخی را دارید، این دو فصل بیشتر با داربست و اره و تیشه روبرو می‌شوید تا بنای تاریخی.

معبد هندوها هم تقریبا تعطیل بود و موزه‌ی داخل آن را هم جمع کرده بودند و مشغول سنگ کردن کف و ترمیم نقاشی‌هایش بودند.


ظاهرا بنای معبد مربوط می‌شود به سال ۱۳۱۰ قمری، یعنی سال‌های آخر پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار.

در جریان ترمیم، در یکی از اتاق‌های «اعتکاف» یک نقاشی از «کریشنا» (خدای فلوت‌نواز هندوها) پیدا کرده بودند.


جاهای دیگر معبد هم خیلی نقاشی‌های دیگر بود که نیاز به ترمیم اساسی داشتند.


اما جالب‌تر از همه گنبد ساختمان اصلی معبد بود. کلا ۷۲ علمک در چهار سوی گنبد وجود داشت. تعداد این علمک‌ها و نحوه‌ی قرار گرفتن‌شان (ترکیب ۱-۳-۵-۷) قاعدتا باید معنایی در آیین هندو داشته باشد.

بالاترین friendfeed

توسط: علی گنجه ای

۳۰ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۵۷ ق.ظ

در دسته: از سفر

«زیرموشی» ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

هنوز نظری نداده اند

توی واژه‌های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای حوزه‌ی رایانه و فناوری اطلاعات (اینجا صفحه‌ی سه)، واژه‌ی مزخرف زیاد پیدا می‌شود ولی مزخرف‌ترین‌شان واژه‌ی «زیر موشی» است برای mouse pad!

دنبال این بودیم که بدانیم کدام نابغه‌ای، چنین خدمتی به زبان فارسی کرده و چنین واژه‌ای پیشنهاد کرده است که از اینجا فهمیدیم کار کار جناب آقای دکتر غلامعلی حداد عادل، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و رئیس سابق فرهنگستان بوده است!


بالاترین friendfeed

توسط: علی گنجه ای

۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۳:۰۸ ب.ظ

هنر گوگل‌مپی!

۲ نظر

تا بحال ۱۵ جشنواره «هنر محیطی» در ایران برگزار شده که ما روحمان هم خبر نداشته.

تازه‌ترین‌شان ششم بهمن در جزیره‌ی هرمز برگزار شده. بانی جشنواره احمد نادعلیان بوده و عنوان جشنواره بوده: «رویای صلح در خلیج فارس»

در حال حاضر کلی از خواندن گزارش جشنواره ذوق‌مرگ شده‌ام و حسرت به دل مانده‌ام که چرا وقت برگزاری خبردار نشده‌ام تا بروم و از نزدیک ببینم.

قضیه‌ی هنر گوگل مپی این است که …. اول اینجا را در گوگل مپ ببینید… توی محوطه‌ی شنی وسط تصویر، با سنگ نوشته‌اند Peace for Persian Gulf و وقتی گوگل نقشه این منطقه را به‌روز کند، این نوشته در تصویر گوگل مپ ظاهر می‌شود.

یک کار خیلی جالب دیگر که کرده بودند هم این بود که با خاک سرخ جزیره، جایی توی ساحل، نمادی از پرواز ایرباس ۶۵۵ (همان که ناو وینسنس سرنگونش کرد) ساخته‌اند. وقتی که آب دریا بالا می‌آید، خاک سرخ در آب حل می‌شود و نمادی از خون می‌سازد. تصاویرش خیلی گویا و دیدنی است.


گزارش کامل جشنواره و عکس‌هایش را اینجا ببینید.

بالاترین friendfeed

توسط: علی گنجه ای

۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱:۳۱ ب.ظ

امامقلی خان

یک نظر

بر خلاف اکثر شهرهای ایران که اسم خیابان اصلی‌شان «امام» یا «شهدا» است، اسم خیابان اصلی شهر قشم، بلوار «امامقلی خان» بود و یک مجسمه از امامقلی خان را هم در انتهای بلوار نصب کرده‌اند.


امامقلی خان حکمران منطقه در زمان شاه عباس اول بوده و ایرانیان به فرماندهی او (و با کمک انگلیسی‌ها) پرتغالی‌ها را از منطقه بیرون می‌کنند. قلعه‌ی پرتغالی‌ها هنوز در جزیره‌ی هرمز هست و انگار خیلی هم دیدنی است.

اسم بندرعباس هم به افتخار شاه عباس کبیر، بندرعباس شده و قبل از آن هم اسمش گویا بندر «گمبرون» بوده.

بالاترین friendfeed

توسط: علی گنجه ای

۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۴۳ ق.ظ

در دسته: از سفر

تب فرهود آذرسینا

یک نظر

تاثیر فرهود آذرسینا بر ترافیک وبلاگ ما!


بالاترین friendfeed

توسط: علی گنجه ای

۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۲۰ ق.ظ

قشم – دره‌ی ستاره‌ها

۲ نظر

طبیعت قشم خیلی زیبا بود. یک جور زیبایی «قشمی» داشت؛ نه از آن زیبایی‌های «همه‌کس‌پسند».


جوری بود که آدمی مثل من هوس می‌کرد برود و کمی اطلاعات اولیه‌ی زمین‌شناسی کسب کند تا بتواند سر در بیاورد این شکل‌های عجیب و غریب چطور در جزیره ایجاد شده‌اند.

برایم جالب بود که «سازمان منطقه‌ی آزاد قشم» این زیبایی‌های طبیعی را روی نقشه علامت زده بود و برایشان راه ساخته بود.


جایی توی قشم بود به اسم «دره‌ی ستاره‌ها» یا به قول اهالی قشم «ستاره کفته» (estareh kafteh). عکس ماهواره‌ای‌اش را اینجا ببینید.


عوامل طبیعی، (همانها که ما را به آموختن زمین‌شناسی ترغیب می‌کنند) شکل‌های خیلی جالبی ساخته بودند.


بین اهل قشم و بندر مشهور است که شب‌ها، این دره‌ی ستاره‌ها محل رفت و آمد ارواح و اجنه است. این موضوع را اول روی تابلوی راهنمای محل خواندم و خیلی جدی نگرفتم (گفتم شاید نوعی بازار گرمی باشد برای جلب گردشگر) ولی مهدی درویش، میزبان‌مان در بندرعباس هم داستان‌هایی از اجنه‌ی دره‌ی ستاره‌ها شنیده بود.


نزدیکی‌های این دره، دهی است به اسم «برکه خلف» (Khalaf) که هر سال در مسابقه‌ی بین روستاهای قشم به عنوان پاکیزه‌ترین روستا انتخاب می‌شود. عکسی از روستا نگرفته‌ام ولی واقعا پاکیزه بود.

بالاترین friendfeed

توسط: علی گنجه ای

۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۲۹ ق.ظ

در دسته: از سفر

پیرایش مهرورزان

۳ نظر

همان روزهایی که بندرعباس بودیم، احمدی‌نژاد هم داشت می‌آمد آنجا. گوشه کنار شهر هم پلاکاردهایی زده بودند که در دور دوم سفرهای استانی چه معجزه‌هایی به وقوع خواهد پیوست. مثل این:

طراحی پلاکارد جوری است که فکر می‌کنی انگار قرار است احمدی‌نژاد را در موزه‌ی مردم‌شناسی به نمایش بگذارند!

یک آرایشگاه هم دیدیم که اسمش را گذاشته بود «پیرایش مهرورزان»! فکر کنم جناب سلمانی تحت تاثیر دور اول سفرهای استانی این اسم را انتخاب کرده باشد!


فکر کنم دفعه‌ی بعد که برویم بندر، ببینیم که طباخی همسایه‌ی «پیرایش مهرورزان» هم اسمش را گذاشته «آبگوشت اصول‌گرایان»!

بالاترین friendfeed

توسط: علی گنجه ای

۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۰۱ ق.ظ

آخرین حربه‌ی فروشگاه ورزشی بندر عباس

۴ نظر

یک فروشگاه ورزشی توی یکی از خیابان‌های اصلی بندرعباس، از دست مشتری‌های بدقولش عاصی شده بود و فهرست بدهکاران و میزان بدهی را زده بود پشت شیشه!

بالاترین friendfeed

توسط: علی گنجه ای

۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۳:۰۷ ب.ظ

در دسته: از سفر

بازار ماهی بندرعباس

یک نظر

از دیدن بازار ماهی بندرعباس خیلی ذوق کردم.

بازار ماهی یک سوله است که کنار میدان لارک قرار گرفته. لارک اسم یکی از جزایر خلیج فارس است در جنوب قشم. خود این میدان لارک در منتهی‌الیه غربی بلوار ساحلی (جنوب میدان یادبود/شهدا) قرار گرفته است.


توی بازار ماهی ۵۰-۶۰ تا غرفه هست که جلوی هر کدام شماره‌ی غرفه و نام فروشنده را نوشته. هر غرفه‌ای یک جعبه دارد که با یخ پر شده و روی یخ‌‌ها ماهی چیده‌اند.


هر فروشنده‌ای یک یا چند نوع ماهی و آبزی می‌فروشد و قیمت‌ها هم کمی جای چانه دارد.


به در و دیوار بازار هم کلی پلاکارد در معرفی انواع ماهی و راهنمای خرید ماهی نصب کرده بودند.


توی قشم خیلی دلم می‌خواست از یکی از خانم‌های برقع‌پوش عکس بگیرم ولی می‌ترسیدم ناراحت شوند. توی بازار ماهی بندرعباس، همسر گرامی رفت و از این خانم اجازه گرفت و او هم کمی مقنعه‌اش را سفت کرد و اجازه داد عکسش را بگیریم.


میزبان‌مان «مریم ترابی» خیلی به کار ماهی وارد نبود و داشت تلفنی با مادرش صلاح و مشورت می‌کرد که بفهمد ماهی‌ای که انتخاب کرده خوب است یا نه؟


برای‌مان یک «میش‌ماهی» بزرگ خرید که تقریبا شش-هفت کیلو وززن داشت و زبانش هم بدجوری دراز بود!


در دو انتهای شمالی و جنوبی بازار ماهی غرفه‌هایی برای پاک کردن ماهی بود. هزینه‌ی پاک کردن هر کیلو ماهی و میگو هم بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ تومان بود.


ظرف حدود ۵ دقیقه، آن میش‌ماهی زبان‌دراز را تبدیل کردند به چنین چیزی:

بالاترین friendfeed

توسط: علی گنجه ای

۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲:۵۷ ب.ظ

در دسته: از سفر

زیتون بندری

هنوز نظری نداده اند

این میوه‌ با همه‌ی شباهتی که به گلابی دارد، گلابی نیست! چیزی است به نام «زیتون بندری»! مزه‌اش هم نه شباهتی به گلابی دارد و نه به زیتون!

بالاترین friendfeed

توسط: علی گنجه ای

۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۲:۴۱ ب.ظ

در دسته: از سفر