نوشته های بی خواننده

داللی!

۴۵ دیدگاه

شنبه چهارم آبان که سوار اتوبوس دربستی نیروی انتظامی شدیم و راه افتادیم طرف یزد، فکر میکردم که میرویم پادگان و لباس و پوتین تحویلمان میدهند و ولمان میکنند برویم چند روزی لباسها را اندازه کنیم و برگردیم. گویا دوره های قبلی پادگان خاتمی هم همینطور رفتار کرده بوده اند.

اما نوبت ما که شد، یقه مان را گرفتند و نگه مان داشتند تا همین دیروز که همسر گرامی آمد ملاقاتم و اجازه ام را گرفت برای آخر هفته بیرون پادگان باشم. این دو روز را خراب بودیم سر کیارش میزانیان و ساعت نه شب هم باید دوباره پادگان باشم.

این روزها مشغول رژه رفتن بوده ایم و نماز خواندن و کلاس شرکت کردن و در صف ایستادن… کلا بیشتر وقتمان در صف میگذرد، یعنی زندگی از ساعت ۴ صبح با صف دستشویی آغاز میشود و ساعت ۹ شب با صف «قرق» تعطیل میشود تا فردا صبح ساعت ۴ …

فکر میکنم دو هفته دیگر مرخصی میان دوره داشته باشیم و اگر شد آن موقع مفصلتر مینویسم.

نوشته علی گنجه ای

۱۷ آبان ماه ۱۳۸۷ ساعت ۷:۳۹ ب.ظ

۴۵ دیدگاه درباره «داللی!»

با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

  1. tanin

    ۸ اسفند ۸۹ ساعت ۶:۲۷ ب.ظ

    salam bacheha hamsare manam yekom ezam shode emrooz hashtome ama azun rooz faghat 3 bar zang zade
    unam 1 min 2 min
    mige 2 rooz yebar nobatemoon mishe zang bezanim
    delam kheili barash tang shode migan unja kheili sakht migiran ki gofte hotel khatamiye
    tuye weblog khoondam neveshte bood khasis tarin padegane jahan tu morkhasi dadane
    yani bara eydam nemizaran biyaaaaaaaaaaaaaaad????
    :(

  2. بهمن

    ۲۱ بهمن ۸۷ ساعت ۱:۳۵ ق.ظ

    آقا صبر کنید تموم میشه ما هم دقیقا یک سال قبل از شما رفتیم حالا دیگه آخراشه

  3. 22/42

    ۴ آذر ۸۷ ساعت ۲:۵۱ ب.ظ

    باسلام هم دوره .دنبال رجز میگشتم شما رو پیدا کردم امیدوارم این چند روز بهت خوش گذشته باشه.تا فردا داخل پادگان

    • علی گنجه ای

      ۴ آذر ۸۷ ساعت ۳:۰۷ ب.ظ

      سلام همدوره! فردا میبینمت. من ۲۱/۸۴ هستم :D

  4. سورملینا

    ۲ آذر ۸۷ ساعت ۱۰:۰۷ ق.ظ

    سلام. یه چیز جالب بگم. من این روزها خیلی به زن و شوهرهایی که از هم دورند فکر می کنم. آخه یه مورد تقریبا شبیه شما هم توی فامیل داریم. چهارشنبه شب(۲۹/۸/۸۷) خواب دیدم شما با یکی از سربازها اومده بودین مرخصی و به من گفتید: « خیالت راحت باشه. من اومده ام مرخصی. دارم می رم پیش خانمم ! »

    • علی گنجه ای

      ۲ آذر ۸۷ ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ

      به این میگن رویای صادقه! چون من دقیقا چهارشنبه بیست و نهم مرخصی میاندوره گرفتم!

  5. زینب

    ۱ آذر ۸۷ ساعت ۱۰:۱۹ ب.ظ

    راستی وقتی نوشتی یه عکس از الان خودت هم بذار!!!

  6. محمد صادق

    ۳۰ آبان ۸۷ ساعت ۹:۴۶ ب.ظ

    سلام رفبق
    خوبی؟
    آماده پیش
    آماده پیش
    پییییییییییییییش
    بله؟
    بله؟
    این صدای ۱۴۵ نفر نیستا
    ما خیلی مخلصیم داش علی
    خیلی دوستت داریم

  7. زینب

    ۳۰ آبان ۸۷ ساعت ۸:۵۱ ب.ظ

    حالا که برگشتی زود باش بنویس!!!

  8. ناشناس

    ۳۰ آبان ۸۷ ساعت ۳:۵۶ ب.ظ

    salam mahz rezaie khoda bem javab bede.to kordestan ie momiaei paida shode.filmesham daram.ro badanesh ie safhe talaei khate mikhi neveshte.etelaat jomhori eslami dore onjaro gereftan bordan.man filmesham daram faghat javab bede.barat filmesham mifrestam.mer30.torokhoda zod.be idim khabar bede

  9. فینگیل بانو

    ۲۹ آبان ۸۷ ساعت ۱۲:۲۲ ب.ظ

    هنوز بهتون میان دوره ندادن؟؟؟؟ چقدر طولانی شد!!!

  10. آخ آخ من آموزشی اردکان بودم ولی۱چیزی را باید بگم آموزشی دوران سختیه ولی در آینده تبدیل به یکی از شیرینترین دورانهای زندگیت میشه شرط میبندم

  11. فرزانه

    ۲۵ آبان ۸۷ ساعت ۱۲:۳۵ ب.ظ

    ولی آقا مهران اگه تیرا واقعی باشه که ممکنه سربازا آسیب ببینن.آخه بعضی سربازا(دور از جون )انقد احمق و پشت کوهی ان که قوانین تیر اندازی رو رعایت نمیکنن ممکن به بقیه آسیب برسونن!!!!!!!!!!!!!!!

    • مهران

      ۲۵ آبان ۸۷ ساعت ۱:۵۱ ب.ظ

      پس چی همینطوری هم میشه خیلی سربازا به علت بی احتیاطی مصدوم یا معدوم می شن مثلا زمان خود من یک کادری با یه وظیفه شوخی کرده بود و فکر می کرد اسلحه خالی هست ولی یه تیر توی جان لوله بوده و شلیک میشه بنده خدا سربازه بهد از یک هفته کما مرد البته دور از جون همه سربازا انشاالله همشون سالم برند صحیح و سالم برگردند

      • داود

        ۲۵ آبان ۸۷ ساعت ۷:۳۴ ب.ظ

        اون یه حادثه بوده! آدم اگه قرار باشه بمیره، با آبم ممکنه بمیره!
        اون تیرام حساب کتاب دارن، اینطوری نیس که هرکی بیاد به شوخی چندتا تیر واسه خودش شلیک کنه و هیچی به هیچی!

        • مهران

          ۲ آذر ۸۷ ساعت ۲:۱۴ ب.ظ

          بله حساب کتاب داره وسه همینم بابای یارو در میارن وقتی یه تیر الکی شلیک می کنه اما بنده خودم در زمان خودم دیدیم این واقعه را و به تداوم شنیدم در دوره ها و سالهای قبل این اتفاق رو در ضمن خیلی ها هم با آب میمرن (دریا)

  12. فینگیل بانو

    ۲۲ آبان ۸۷ ساعت ۲:۵۴ ب.ظ

    ببین من موندم وقتی برگشتی چجوری میخوای این گوگل ریدرتو خالی کنی!!!!!!

  13. iVahid

    ۲۱ آبان ۸۷ ساعت ۱۱:۲۹ ب.ظ

    به‌به خوش‌خبر باشی رفیق! منتظریم! :)

  14. طرقی

    ۲۱ آبان ۸۷ ساعت ۱۰:۱۹ ب.ظ

    به شهر ابا و اجدای من خوش آمدی هر کمکی که لازم باشه حاضرم انجام بدم تا بلکه ایام آموزشی راحتری را بگذرانی . به امید دیدار

  15. مهران

    ۲۱ آبان ۸۷ ساعت ۶:۴۴ ب.ظ

    بخشید مگه عروسکا رو می برن سربازی که تیر مشقی بدن نه خیر کلیه تیر ها جنگی است چه در آموزشی و چه در سردوشی و اصولاً تیر مشقی جز در موارد خواص نداریم و در ضمن اینقدر سربازی رو بی ارزش نکنین آخه کدوم زنی حاضر میشه به خاطر سربازی کچل کنه اونم ۲ ماه یا با دیپلم ۱۸ ماه …

    • فاطمه

      ۲۱ آبان ۸۷ ساعت ۸:۲۷ ب.ظ

      اتفاقا مشقی هست. حالا تو از سربازی فقط کچل کردنش رو دیدی؟؟؟؟؟

      • مهران

        ۲۲ آبان ۸۷ ساعت ۲:۵۵ ب.ظ

        من گفتم سربازی نه مسحره بازی که آخه یه توضیحی بدم که سربازان سپاه بعد از اتمام خدمت و دریافت کارت پایان خدمت نمی تونن از این کارت در خارج از کشور استفاده کنند اصولا در سپاه ریش مهمتر است از تیر در ارتش یا تفنگ خالیه یا پر از فشنگ جنگی

    • سورملینا

      ۲۵ آبان ۸۷ ساعت ۱۰:۳۹ ق.ظ

      سلام آقا مهران ! راستش این مردهایی که من دیده ام، زنها نوک موهاشونو که کوتاه می کنند، خون به پا می کنند. وای به روزی که چند ماه کچل بمونند. پس اگه زنها رو نمی فرستند سربازی، واسه خاطر همینه. نه اینکه دلشون به حال زنها بسوزه!

      • مهران

        ۲۵ آبان ۸۷ ساعت ۱:۴۹ ب.ظ

        من جزو اونا نیستم و همیشه اصرار می کنم که موهای بانو کوتاه باشد مثل موهای خودم چرا که این به بهداشت فردی و اجتماعی خودمون هم بیشتر کمک می کنه پس الکی بهونه ما رو نیارین خواستین برین خدمت برین کچل که سهله تیغ هم مجازین بزنین

  16. فرزانه

    ۲۱ آبان ۸۷ ساعت ۱۲:۰۵ ب.ظ

    سلام بچه ها لطفا یکی راستشو بهم بگه تیرایی که تو سربازی موقعه یه تمرینا میزنن واقعه ایه یا مشقی؟؟؟

    • داود

      ۲۱ آبان ۸۷ ساعت ۲:۲۳ ب.ظ

      غالبا مشقیه، فقط هر چند وقت یه بار که میرن تیراندازی، چند تا دونه تیر واقعی میزارن کف دست سربازا!

  17. زینب

    ۲۰ آبان ۸۷ ساعت ۱۱:۵۱ ب.ظ

    سلاااااااااام کی میشه زودتر برگردی ببینمت برادر عزیز تر از جونم؟!!!!

  18. دینا

    ۲۰ آبان ۸۷ ساعت ۳:۱۴ ب.ظ

    لطفا یزد گردی نمایید ما بی صبرانه منتظریم آخه اون دفعه که رفتم یزد نشد خوب همه جارا کنکاش کنم نیاز مبرم به یک راهنمای وبلاگی دارم تا دفعه بعد به امید ایزدان یزد را تحقیق و بررسی مفصل نمایم .

  19. ایران

    ۱۹ آبان ۸۷ ساعت ۷:۵۸ ب.ظ

    سلام
    فربانت. مرا به یاد خاطره های متنوع و البته “غیرپادگانی” از یزد انداختی. از جمله شبی پس از کشتار ۱۷شهریور و حکومت نظامی ازهاری که خبر دادند قرار است دستگیر شوم اما با حمایت مردمی یزدیها موفق نشدند. اما حیف که برخی مهمترین اشخاص از آن حامیان برخی اینک نیستند و -جدا از ظالم و مظلوم کیست؟- بدست یکدیگر کشته شدند.
    اما در مورد متن معتبر از منشور کوروش، نیکی و پرسش؟

    • فاطمه

      ۲۱ آبان ۸۷ ساعت ۸:۳۰ ب.ظ

      من که جواب دادم: فرمان کوروش بزرگ از دکتر ارفعی

      • ایران

        ۲۳ آبان ۸۷ ساعت ۴:۵۳ ق.ظ

        متشکرم
        چه بسا دنبال راه ساده بودم. بهر روی، با پاسخ شما فهمیدم بایستی با دادن نام دکتر ارفعی، مطلب را در گوگل پیدا کنم که کردم. در کنارش اثار ارزشمند دیگری هم بدست آوردم. سپاس مرا بپذیرید.

  20. ایران

    ۱۹ آبان ۸۷ ساعت ۷:۴۹ ب.ظ

    سلام
    فکرش را بکن وقتی که خانمها “همسرها” هم به سربازی فراخوانده شوند. اجباری یا داوطلبلانه، اما مثل آقایان “شوهران”. شاید که داوطلبانه اش پرطرفدارتر بشود. آیا چنین آینده ای دور است؟. شاید بسیاری از این بابت، دانسته یا ندانسته، دعاگوی ولایت باشند. اما اگر دعاهای دیگر مستجاب شود، آقایان موضوع این فرض -چه بسا- دلایل متعدد و قویتری برای سفر به یزد! و درخواست مرخصی برای “همسرشان” داشته باشند. یکی از این دلایل، شاید اولیه اش، پی بردن به میزان شجاعت و عزم ناشناخته در “همسران” است. تا برسد به آموختن از آنها و…

  21. فرزانه

    ۱۹ آبان ۸۷ ساعت ۱:۲۸ ب.ظ

    ایشالا طولانی تر شه آقا داود. قراره ۲۷یا۲۹ بهشون مرخصی میان دوره بدن .بچه ها لطفا همتون دعا کنید ۲۷ باشه چون دیگه خیلی دلم تنگ شده. همین الان بهم زنگ زد(داشتم اینو تایپ میکردم)

  22. داود

    ۱۹ آبان ۸۷ ساعت ۱۱:۳۱ ق.ظ

    مختصر ولی امیدبخش! ایشالا این مرخصیا بیشتر و طولانیتر شه

  23. سورملینا

    ۱۸ آبان ۸۷ ساعت ۴:۵۹ ب.ظ

    حالا که به آقایون کارت پایان خدمت می دهند، به این همسران دور از شوهر و چشم انتظار باید کارت پایان هجرت بدهند ! خدا به همگی صبر عطا فرماید !

  24. فینگیل بانو

    ۱۸ آبان ۸۷ ساعت ۳:۱۲ ب.ظ

    آخی خوش به حال فاطمه که تونست بیاد ملاقاتت!!! من بدبخت دو ماه تمام دلم به روزی دو دقیقه تلفن خوش بود

  25. فرزانه

    ۱۸ آبان ۸۷ ساعت ۲:۲۰ ب.ظ

    سلام منم همسرم سربازه اتفاقا اونم آموزشی یزد.خیلی دلم براش تنگ شده.من شدیدا همسرتون درک میکنم.

  26. مهران

    ۱۸ آبان ۸۷ ساعت ۱۲:۵۰ ب.ظ

    پیشتی
    خیلی خوشحال شدم صداتو شنیدم خیلی ناراحتم یاد خودم میو فتم حاضر نیستم برای لحظه ای به اون دوران برگردم به هر حال
    خوشبختم که بهت بگو مجله ای مبین به قسمت خود آموز زبان باستانیت لینک داده اگه خواستی ببینی به آدرسه :
    http://www.mobin-group.com برو و مجله شماره ۱۰۱۸ مورخه چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷ ببینی

  27. سورملینا

    ۱۸ آبان ۸۷ ساعت ۱۰:۴۰ ق.ظ

    سلام. فکر نمی کردم تو این چند روزه موهاتون اینقدر بلند شده باشه. شنیده بودم کوتاه کردن مو، باعث رشد و تقویت اون می شه. ولی نه دیگه اینقدر !!!
    از این مرخصی هم خیلی خوشحالم.می بینید خانمتون چقدر مهربونه؟ اومده مرخصیتونو گرفته. خدا به هردوتاتون سلامتی بده . شاد باشید.

  28. دینا

    ۱۸ آبان ۸۷ ساعت ۹:۱۱ ق.ظ

    پس هنوز یزد گردی دست نداده است :) )))

  29. احسان

    ۱۷ آبان ۸۷ ساعت ۸:۴۰ ب.ظ

    داش علی موفق باشی….ارشدی چیزی نشدی هنوز؟ از خودت باز هم خبر بده. چشم به هم بذاری تمومه. برای ما هم دعا کن که پشت بند شما عازمیم.

نظرتان را ثبت کنید