۱- هیچ صبحانهای کلهپاچه نمیشود. روز آخر سربازی با دوستانتان کلهپاچه بخورید.
۲- اگر قیافهتان توی عکسها خوابآلود است ناراحت نباشید. هیچ سربازی نمیتواند شب تسویه درست بخوابد.
۳- وقت عکس گرفتن، یاد همه بیندازید که روز آخرتان است. سربازها وقتی که اسم پایان خدمت بشنوند بهتر توی عکس میافتند.

توصیه:
در صفحه «از سربازی
» مطالب و توضیحات بیشتری پیدا میشود. بد نیست سری هم به آنجا بزنید.
سورنا
۲۴ دی ۸۸ ساعت ۷:۲۰ ق.ظ
تبریک! خلاص شدی.
ستاره ها مثل این که عوض شده. درجه ی تو دوران ما درجه سرهنگ بود. یا این که تو هم سرهنگی؟
علی گنجه ای
۲۴ دی ۸۸ ساعت ۸:۰۱ ق.ظ
هاها! نه! این اشکال درجه های سپاه و نیروی انتظامیه. ستاره های افسرای جزء خیلی شبیه قپه ی افسرای ارشده، فقط یه سوراخ وسطش داره. برای همین به ستوان و سروان میگن ستوان سوراخی یا سروان سوراخی! یه پست در موردش مینویسم به زودی
نیک
۲۴ دی ۸۸ ساعت ۹:۲۳ ب.ظ
قربان من در فضای ریدر به لینک صفحه شما برخوردم. حق و الانصاف دوران مزخرفی است و تبریک به خاطر رهایی. بنده یک یکسالی باید مشغول باشم با این حضرات. بهتره بگم که اونا با من مشغول خواهند بود به قولی!
vaxiti
۲۴ دی ۸۸ ساعت ۱۱:۵۳ ب.ظ
تبریک میگم
جای ما خالی
حالا اولین کاری که با کارت پایان خدمتت میکنی چیه؟
علی گنجه ای
۲۶ دی ۸۸ ساعت ۲:۰۷ ب.ظ
تمدید پاسپورت قطعا!
محمد صادق
۲۶ دی ۸۸ ساعت ۱۱:۳۶ ق.ظ
دمت گرم
پس شیرینی من چی؟
علی گنجه ای
۲۶ دی ۸۸ ساعت ۲:۰۸ ب.ظ
اون سر جاشه رفیق
مهران
۴ بهمن ۸۸ ساعت ۴:۱۰ ب.ظ
خلال دندان را پیشنهاد می کنم نمی دانی چه فضایی داره
محمد صادق
۲۷ دی ۸۸ ساعت ۸:۵۳ ق.ظ
نوکرت هم هستم
همین خبرت واسه همه از هر چی شیرینیه شیرین تر بود
رفیق این روزا التماس دعا دارم بدجور
برام دعا کن علی جون
ممنونم دوست عزیزم
حمید
۲۷ دی ۸۸ ساعت ۹:۳۶ ب.ظ
آقا تبریک
iran
۲۷ دی ۸۸ ساعت ۹:۳۷ ب.ظ
سلام گرم پس از مدتی دلتنگی
با محمد صادق هم نظر هستم، هم درخواست و هم پاسخ آخرش.
اما اول باید تبریک می گفتم که حالا با پوزش، خیلی مبارک باشد. تبریک من بخاطر تجارب این دوران است که عمری، عمر بلندی، بدردت خواهد خورد. زندگی با یک جمع بزرگ و لابد ناهمگون، کاری بزرگ است. البته فراموش نمی کنم که این بازده به شرط فضای آزادی بیشتر، ارزشمندتر خواهد بود اما چنانکه به درستی گفته اند، “کاچی به از هیچی”.
قربانت با تبریک به همسر گرامی
علی گنجه ای
۲۸ دی ۸۸ ساعت ۱۲:۲۰ ب.ظ
دقیقا به نظرم تجربه های خوبی داشت. باید حوصله کنم و درباره شان بنویسم
حمید
۲۷ دی ۸۸ ساعت ۹:۳۹ ب.ظ
خوشا به حالت! من که عزا گرفتم چه جوری فرار کنم از این لامصب!!
علی گنجه ای
۲۸ دی ۸۸ ساعت ۱۲:۱۹ ب.ظ
دلتو بزن به دریا و برو دفترچه رو پست کن. فقط اولاش شاید یه کم سخت باشه.
محمد صادق
۲۸ دی ۸۸ ساعت ۷:۵۹ ق.ظ
انشاالله سربازی که تموم بشه پستای جدید هم سریع تر میاد:D
علی گنجه ای
۲۸ دی ۸۸ ساعت ۱۲:۲۰ ب.ظ
ایشالا!
FarshadPix
۳۰ دی ۸۸ ساعت ۷:۲۱ ب.ظ
بازم کلی خوش به حالت که تموم شد…
تازه یک ماه من تموم شد در حسن رود انزلی…
فعلاً هم چند روزی مرخصی گرفتم و تهران هستم. تا این جاش که خوش گذشته تا ببینیم بعدش چی میشه
محمد صادق
۱ بهمن ۸۸ ساعت ۷:۵۹ ق.ظ
همیشه پاییزو واسه خودم اینجوری تصور می کنم :
یه بارون نم نم
یه باد که وقتی بهت می خوره یه لحظه لرزت میگیره
یه صندلی که روش پر از برگای پاییزیه
یه دست که سردشه
یه چشم که …..
مهربون
۴ بهمن ۸۸ ساعت ۹:۲۷ ق.ظ
مبارکه خیلی مبارکه – بسیار تبریک عرض می نماییم:))))))))))))
علی گنجه ای
۴ بهمن ۸۸ ساعت ۱:۱۹ ب.ظ
تو کدوم مهربونی؟ بهمن؟
مهران
۴ بهمن ۸۸ ساعت ۴:۱۲ ب.ظ
به به که پاچه با طعم پایان خدمت مال من با طعم سقوط هواپیما بود
صادق
۹ بهمن ۸۸ ساعت ۱۲:۰۳ ب.ظ
علی جون ما هم وردپرس اومدین
سایت جدیدم رو ببین
صادق
۱۰ بهمن ۸۸ ساعت ۹:۵۱ ق.ظ
خوشحال میشم توی بازی کودک درون که در وبلاگم گذاشتم شرکت کنی
رسماً توی وبلاگم ازت دعوت کردم که بیای
وحید
۱۱ بهمن ۸۸ ساعت ۶:۲۶ ب.ظ
هایدا فروش دست از هایدا فروشی بردار که خودت شبیه هایدا هستی.جان جان انارهههههههههههههه
علی اسدی
۱۸ بهمن ۸۸ ساعت ۱:۴۷ ب.ظ
سلام
تبریک میگم. از دیدن عکس ها هم خیلی خوشحال شدم و با دیدنشون یاد اموزشی افتادم.
من متاسفانه وقت زیدای نتونستم پیدا کنم و گرنه خاطرات بسیار بسیار جالبی از اموزشی و در کردستان داشتم.
امیدوارم بتونم فرصتی پیدا کنم تا اونها رو بازگو کنم.
برات آرزوی موفقیت می کنم.
علی اکبر قدیمی
۲۹ بهمن ۸۸ ساعت ۱:۳۸ ب.ظ
علی جان امیدوارم موفق باشی تو استرالیا می بینمت راستی استرالیا چی شد اقدام کردی