نوشته های بی خواننده

درباره‌ی من

۸۴ دیدگاه

اینجا، توی این وبلاگ، کمتر درباره‌ی خودم می‌نویسم. بیشتر کسانی که وبلاگم را می‌خوانند، یا من را از نزدیک می‌شناسند یا خیلی علاقه‌ای به بیشتر شناختنم ندارند!

به هر حال… اگر جزو این دو دسته نیستید، بدانید و آگاه باشید که من علی گنجه‌ای هستم و الان که این صفحه‌ی معرفی را می‌نویسم سی و سه سال و خرده‌ای دارم و کامپیوتر خوانده‌ام در دانشگاه شریف و زبان‌های باستانی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و در حال حاضر هم ساکن لندن هستم و توی کار کامپیوتر.

عکس علی گنجه ای

با همسر گرامی توی همان پژوهشگاه آشنا شدم و الان نزدیک دو سال است که ازدواج کرده‌ایم.

توی این سایت چیز زیادی در معرفی خودم یا نزدیکانم ننوشته‌ام. بیشتر از علایقم نوشته‌ام و چیزهایی که فکر می‌کنم شاید دیگران هم دوست داشته باشند بخوانند.

آنچه به معرفی خودم مربوط می‌شود اینهاست:

از کجا می‌آیم؟

در پاسخ به پرسش: کجایی هستی؟ چیزی نوشته‌ام و یادآور شده ام که من حتی نسبتی هم با «کوتول شاه شلمانی» دارم! در «گنجه‌ای‌ترین‌ها» جستجویی کرده‌ام به دنبال کسانی که با نام خانوادگی «گنجه‌ای» در گوگل پیدا می‌شوند و شرح داده‌ام که کیستند و چه نسبتی با ما دارند یا ندارند. عکسی هم از «جد بزرگ» و نامه‌ای هم از «طیاره‌سواری پدربزرگ» روی سایت گذاشته‌ام و تصویری هم از یکی از کارت‌های شناسایی دوران جوانی پدرم توی سایت پیدا می‌شود که البته منظور از درج‌اش بیشتر اشاره‌ای به نهضت سره‌نویسی دهه‌ی پنجاه خورشیدی است.

چه به یاد می‌آورم؟

لابلای نوشته‌های وبلاگ، چیزهایی هم از خاطرات و شیرین‌کاری‌هایم نوشته‌ام. مفصل‌ترین‌اش «خاطرات پیرمردانه‌ی من و پسردایی» است که به تجربه‌های اینترنتی من و پسردایی در سال‌های اول رواج این پدیده می‌پردازد. در «خاطرات پیرمردانه من و وحید بهلول» جریانی را تعریف کرده‌ام که توی دانشگاه همین وحید بهلول را با ایمیل جعلی یکی از دختران دانشکده سر کار گذاشتم. در جریان یکی از بازی‌های وبلاگی «چند سوتی» از خودم تعریف کرده‌ام و بعد یاد «سوتی کیوان» افتاده‌ام و بعدتر هم کیوان یکی دیگر از سوتی‌هایم را «یادم آورده است». دیگر از «ذوق رانندگی و خاطرات بی‌گواهینامگی» نوشته‌ام که جریانش از عنوانش معلوم است و در «این شریفیا …» اشاره‌ای کرده‌ام به این که دانشگاه شریف و دانشجویانش چه تصویری توی ذهن دیگران دارند. از «مصائب مهندس کامپیوتر بودن» گفته‌ام و اشاره‌ای هم کرده‌ام به این که چقدر بد از خواب بیدار می‌شوم («وقتی علی بیدار می‌شود …»)

خاطرات شصت و هفت

بهار ۸۹، وقتی داشتم خرت و پرت‌هایم را مرتب می‌کردم، دو جلد دفتر خاطرات پیدا کردم مربوط به بهمن و اسفند شصت و هفت وقتی که سال دوم راهنمایی بودم. بعضی قسمت‌های این دفتر را در وبلاگ آورده‌ام. در پست «خاطرات شصت و هفت» دفترها را معرفی کرده‌ام و یکی دو نمونه دستخط خرچنگ قورباغه خودم را نشان داده‌ام. در «به ترتیب صمیمیت» صفحه اول دفتر را نشان داده‌ام که اسم همکلاسی‌هایم را از امیر داعی تا کاوه جعفرآبادی نوشته‌ام و به حساب خودم به ترتیب صمیمیت مرتب کرده‌ام و برای خودم هم جالب بوده است که آن موقع می‌توانسته‌ام بهترین و بدترین انتخاب کنم و الان نمی‌توانم. دیگر از خاطره یکبار که در برف گیر کرده بودیم («آقای پیکان قرمزی»)، جایزه‌هایی که می‌گرفتیم («عکس آخوند»)، امکانات ورزشی مدرسه‌مان («زنگ ورزش») و چیزهای دیگری که حال و هوای آن سال‌ها را نشان می‌دهند هم نوشته‌ام.

در سربازی چه کردم؟

توی این وبلاگ خیلی درباره سربازی ام نوشته ام. برای دیدن همه مطالب مربوط به سربازی نگاه کنید به این صفحه: از سربازی.

فهرست همه‌ی لینک‌ها به ترتیب تاریخ:

  • سکرت سانتا
  • دفترمون
  • عکس چاپ می‌کنیم
  • شکمتنگی
  • بالاخره کار!
  • ژن آهنربادوستی
  • جوانست و جویای کار آمدست
  • به ترتیب صمیمیت – خاطرات شصت و هفت
  • عکس آخوند – خاطرات شصت و هفت
  • معلم خصوصی – خاطرات شصت و هفت
  • زنگ ورزش – خاطرات شصت و هفت
  • آقای پیکان قرمزی – خاطرات شصت و هفت
  • خاطرات شصت و هفت
  • ولیک بخون جگر شود!
  • سال سی و سوم
  • فال حافظ جدید …
  • فال حافظ قدیمی
  • نوروز 88 از آقای ح تا آقای ح
  • ذوق رانندگی و خاطرات بی‌گواهینامگی!
  • این شریفیا!
  • در مصایب پزشک یا مهندس کامپیوتر بودن!
  • رگه‌های جدید در آشفتگی نژاد ما و کشف نسبت فامیلی با «کوتول شاه شلمانی»
  • سربازگیری 1318
  • یادمان میاورند...
  • به یاد سوتی کیوان...
  • خاطرات پیرمردانه ما و وحید بهلول
  • خاطرات پیرمردانه من و پسردایی
  • وقتی علی بیدار میشود...
  • طیاره سواری پدربزرگ مرحوم ما
  • جد بزرگ
  • گنجه‌ای‌ترین

  • نوشته علی گنجه ای

    ۳ اسفند ماه ۱۳۸۷ ساعت ۸:۱۴ ب.ظ

    در دسته

    ۸۴ دیدگاه درباره «درباره‌ی من»

    با آر.اس.اس مشترک نظرات شوید پیوند Trackback

    1. محمد محمدی

      ۱۵ بهمن ۹۰ ساعت ۱۰:۳۸ ب.ظ

      سلام علی جان! خوبی؟ جه حالی داد وقتی عکستو بااون دماغ قرمزت دیدم. چیکارت کنم که هرگز از یادم نمی ری. گرچه آخرین تلفنت صدای گرمی نداشت. باور کن تا آخر عمر دیونتم. چرا اینجارو وبلاگت همه چیز هست الا جریان ممد کرمانی و پریاو … نزار همه پته هات رو بریزم رو آب. نزا آخرین بیانیه انجمن زبانشناسان تاریخی ایرانو رو کنم. خلاصه حاجی مثل همیشه گرفتارته.

    2. مهرداد

      ۷ دی ۹۰ ساعت ۷:۱۶ ب.ظ

      سلام آقای گنجه ای و البته اونطوری که من فهمیدم بچه محل سابق ;) (طرفای پونک)

      می خواستم نظرتون رو در مورد خوندن phd در خارج از ایران و البته کار بعد از فارغ التحصیلی بدونم.
      من خودم رشتم برقه. اینطور بگم که تو کارم خیلی واردم ولی اینجابعید میدونم بتونم کار بدرد بخوری پیدا شه چون هییییییییییچ پارتی ندارم.
      می خواستم نظرتون رو بدونم که بنظرتون ارزش داره بزنم به دیار غربت؟ میشه پیشرفت کرد؟ یا نه اورلود شده دیگه!
      شرایطم خوبه میتونم پذیرش اینا رو بگیرم فقط می خواستم نظر شما رو هم بدونم.

      ممنون

      • علی گنجه ای

        ۸ دی ۹۰ ساعت ۱۲:۰۴ ق.ظ

        سلام مهرداد جان،

        راستش من چون خودم دنبال ادامه تحصیل و اینا نبودم خیلی نمیتونم مشاور خوبی باشم در این زمینه. خودت حتما دنبالش رفتی و حسابی خبر داری از گروهها و فورومهای اینترنتی.
        در مجموع اما اگه دنبال مهاجرتی و میخوای به تحصیل به عنوان قدم اول مهاجرت نگاه کنی به نظرم استراتژی خوبیه چون آسونتر و سریعتره و محیط دانشگاه به نظرم باید خیلی خوب باشه برای آشنا شدن با جامعه ی مقصد.
        چیزی هم اشباع نشده. راه پیشرفت هم بازه. خیلی امکانات داری که توی ایران نداری و خیلی مشکلات پیش پا افتاده توی ایران هست که اینجا نیست.

        موفق باشی

    3. سیامک

      ۱۴ آذر ۹۰ ساعت ۶:۳۶ ب.ظ

      سلام آقای مهندس
      ظاهرا جناب ن. پ. یک شبه مدرک دکترا گرفته است!!
      این هم یکی از حقه های آنها برای عوامفریبی است.

    4. سارا

      ۱۱ آذر ۹۰ ساعت ۴:۲۴ ب.ظ

      سلام اقای گنجه ای.امیدوارم حالتون خوب باشه.من ازطریق سرچ گوگل با وبلاگ شما آشنا شدم.ومطالبتون بسیار برام جالب بود…و به خاطر وقتی که گذاشتید تا علاقه مندان رو همدر دانسته های خودتون شریک کنید تشکر میکنم وبهتون تبریک میگم.
      راستش مدتی هست که دارم روی یک داستان انیمیشن درمورد تاریخ شیراز کار میکنم ولی برای انتخاب دوره و اشخاص و ابنیه مورد نظر دچار تردید شدم… به خصوص که باید ماجرا هم داشته باشم و زیاد به دور ازواقعیت ننویسم.
      به خاطر همین خواستم اگه براتون مقدوره… در مورد تاریخ شیرازووقایع این شهر اگه مطلبی یا کتاب خاصی رومیشناسید لطف کنید وبه بنده اطلاع بدید…منتظر پاسختون هستم.
      باتشکر

      • علی گنجه ای

        ۱۱ آذر ۹۰ ساعت ۵:۰۹ ب.ظ

        سلام
        ممنون از لطفتون و خوشحالم که مطالبم به دردتون خورده.
        راستش خیلی دوست داشتم اگه در این زمینه کمکی از دستم بر میامد ولی الان بجز به منابعی که خودتون هم میتونید توی اینترنت پیدا کنید به چیز دیگه ای دسترسی ندارم
        براتوی آرزوی موفقیت میکنم. انیمیشنتون که آماده شد حتما به من هم خبر بدید :)

    5. علی

      ۱۶ آبان ۹۰ ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ

      آقا آدرس سایتو واسه چی تو عکستون گذاشتین؟! مال اینه که یه وقت عکسو بدون رعایت کپی رایت منتشر نکنن؟ :) ) (شوخی)

    6. کورش

      ۲۷ مهر ۹۰ ساعت ۳:۰۳ ب.ظ

      ba salaaaaaaaam
      lotfan begooid talafoz va tarighe neveshtane name
      kourosh dar khate mikhi chist
      ba tashakor

    7. مهرداد هنرمند

      ۲۶ مهر ۹۰ ساعت ۷:۱۲ ب.ظ

      سلام مهندس منو مشناسی؟ستوان یکم وظیفه مهرداد هنرمند هستم یادت هست؟ پادگان خاتمی یزد همشهری عموجانتون مهندس کی رفتی لندن؟جای ما رو هم بگیر که بیایم انشالله هر جا که هستی موفق باشی.

      • علی گنجه ای

        ۲۶ مهر ۹۰ ساعت ۹:۵۵ ب.ظ

        هاهاها
        چطور ممکنه یادم رفته باشه مهرداد جان؟
        اتفاقا این هفته ایرانم. اگه تهران گذارت میفته یه ایمیل بزن قرار بذاریم همدیگه رو ببینیم.

    8. فیروز

      ۲ شهریور ۹۰ ساعت ۱۰:۴۴ ب.ظ

      درود

      عکس مناسبی به نظر می رسد.

    9. ئاریا

      ۱ شهریور ۹۰ ساعت ۱۰:۲۱ ق.ظ

      اگە میشە خط پهلوی رو هم آموزش بدین.

    10. کامران

      ۱۳ مرداد ۹۰ ساعت ۵:۱۹ ب.ظ

      آدرس پادگان خاتمی رو خیلی سریع نیاز دارم ممنون میشم اگه به ایمیلم بفرستی

    11. سیامک

      ۹ مرداد ۹۰ ساعت ۱۲:۱۱ ب.ظ

      ایستادگی شما را در برابر هجوم پوچ گرائی و نیهیلیسم به تاریخ و تمدن ایرانی می ستایم. از اینکه ایران فرزندانی چون شما دارد بسیار خوشحالم و برایتان از خداوند در راه قابل افتخارتان توفیق روز افزون طلب می کنم.

      • علی گنجه ای

        ۹ مرداد ۹۰ ساعت ۱:۴۸ ب.ظ

        ممنون سیامک جان،
        میدونى ن.پ. مثل همون ملاى دهیه که به جاى مار نوشتن شکل مار رو کشید و ملت رو خام کرد.
        حالا مشکل با طرفداراش همینه که حتى در حد اطلاعات عمومى هم از دانشهاى مربوطه سررشته ندارن، بعد میخوان بحث کنن که مثلا تخت جمشید نیمه کاره بوده یا زبان فارسى کى به وجود اومده یا ….

    12. کیوان

      ۱ مرداد ۹۰ ساعت ۸:۰۸ ب.ظ

      وبلاگ قشنگی داری داش علی،خوش باشی انشاالله

    13. سیامک

      ۲۹ تیر ۹۰ ساعت ۹:۴۰ ب.ظ

      خوشحالم انسانهای میهندوستی مانند شما در دفاع از وطن و کیان ایرانی قلم میزنند و وطن فروشان و خائنین را با معرفی به مردم رسوا می کنند.
      پاینده باشید.

    14. علی 1981

      ۱۷ خرداد ۹۰ ساعت ۷:۰۷ ق.ظ

      سلام خیلی جالب انگیز ناک بود فکر کنم میتونی با پرداختن به موضوعات تاریخی و به کل تاریخ ایران از اول تا حال بپردازین سایت شما فراگیر میشه

    نظرتان را ثبت کنید